حدیث روز

یکشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۱
سلام آخر؛ وداع امت با «قائد شهید»

حوزه/ امروز تهران تنها یک شهر نیست؛ امروز پایتخت به صحنه‌ای عظیم از همدلی، وفاداری، اشک و حماسه تبدیل شده است. شهری که در آن میلیون‌ها دل برای یک نام می‌تپد و میلیون‌ها چشم به یک مسیر دوخته شده است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، تهران امروز دیگر تهران همیشگی نیست؛ شهری است که در هر کوچه و خیابانش می‌توان ردپای اشک را از دو روز قبل تا کنون دید و طنین حماسه را شنید. از نخستین لحظات سپیده‌دم شنبه ۱۳ تیرماه، هنگامی که روشنایی آرام‌آرام بر گلدسته های مصلای امام خمینی و ساختمان‌های بلند پایتخت نشست، موجی از انسان‌های دلداده از هر سو به سمت مصلای امام خمینی(ره) روان شد؛ موجی که نه از جنس ازدحام، بلکه از جنس عشق، وفاداری و دلتنگی بود.

گویی پایتخت از ساعت‌ها پیش از طلوع آفتاب بیدار شده بود. خیابان‌ها مملو از جمعیتی بود که شب را در مسیرها، موکب‌ها، مساجد و حسینیه‌ها به صبح رسانده بودند تا در این وداع تاریخی حاضر باشند. گروهی از خراسان آمده بودند، جمعی از جنوب کشور، کاروان‌هایی از غرب و شرق ایران و مردمانی که کیلومترها راه را پیموده بودند تا خود را به این قرارگاه بزرگ عشق و دلدادگی برسانند.

تشییع امام شهید

هرچه زمان می‌گذرد، جمعیت فشرده‌تر می‌شود. مسیرهای منتهی به مصلی دیگر گنجایش این خیل عظیم را ندارد. از فراز ساختمان‌ها، خیابان‌ها به رودخانه‌ای خروشان از انسان شباهت پیدا کرده‌اند؛ رودخانه‌ای که آرام اما استوار به سوی مقصدی واحد در حرکت است.

فضای شهر رنگ دیگری به خود گرفته است. پرچم‌های سیاه بر سردر مغازه‌ها، ادارات، خانه‌ها و خودروها دیده می‌شود. بسیاری از مردم همان جامه‌های سیاهی را که در ایام محرم بر تن کرده بودند، همچنان بر تن دارند؛ جامه‌هایی که این روزها نه فقط نشانه سوگ سیدالشهدا(ع)، بلکه نماد اندوهی عمیق و دلتنگی جمعی شده است.

در میان جمعیت، زنان بسیاری دیده می‌شوند که تصاویر رهبر شهید را در آغوش گرفته‌اند. برخی آرام اشک می‌ریزند و برخی دیگر بی‌اختیار می‌گریند. چهره‌هایی که از شب‌بیداری و اندوه خسته شده‌اند، اما همچنان استوار در مسیر حضور دارند.

دختری جوان در میان جمعیت مصلای امامخمینی، تصویری از رهبر شهید را بر سینه می‌فشارد و نگاهش را از مسیر تشییع برنمی‌دارد. پیرزنی در کنارش زیر لب دعا می‌خواند و اشک‌هایش بی‌وقفه بر گونه‌هایش جاری است. گویی برای بسیاری از این زنان، امروز روز وداع با پدری مهربان و تکیه‌گاهی معنوی است؛ وداعی که باورش برایشان دشوار است.

تشییع امام شهید

در بخش دیگری از مسیر، مردانی دیده می‌شوند که سکوت کرده‌اند؛ سکوتی سنگین و پرمعنا. برخی دست بر سینه گذاشته‌اند، برخی تسبیح در دست دارند و گروهی دیگر تنها به مسیر چشم دوخته‌اند. اما شانه‌های لرزان و چشمان سرخ آنان روایت دیگری دارد. اشک‌هایی که مردانه فرو می‌ریزند، حکایت از اندوهی عمیق دارد که در کلمات نمی‌گنجد.

کودکان نیز حضوری چشمگیر دارند. پسرکی که پرچم ایران را در دست گرفته، روی دوش پدر نشسته و با کنجکاوی به جمعیت می‌نگرد. دخترکی خردسال شاخه گلی سفید در دست دارد و بی‌آنکه عمق این روز تاریخی را بداند، همراه خانواده در این بدرقه بزرگ حضور یافته است.

اما آنچه بیش از هر چیز در این مراسم به چشم می‌آید، وحدت و همدلی است. در این جمعیت میلیونی برای وداع با رهبر شهید، لهجه‌های مختلف از گوشه‌وکنار کشور به گوش می‌رسد. مردم از استان‌های گوناگون، دوشادوش یکدیگر ایستاده‌اند؛ بی‌آنکه تفاوتی میان خود ببینند.

در جای‌جای مسیر از ایستگاه های مترو تا مصلای امام خمینی موکب‌های مردمی برپا شده است. موکب‌هایی که نه با دستور و برنامه رسمی، بلکه با عشق و احساس مسئولیت شکل گرفته‌اند. مردم برای مردم خدمت می‌کنند؛ صحنه‌ای که بار دیگر روح همبستگی ایرانیان را به نمایش می‌گذارد.

نوای قرآن کریم در فضای مصلی طنین‌انداز است. آیات الهی در میان سکوت جمعیت جاری می‌شود و دل‌ها را آرام می‌کند. بسیاری از حاضران در همان حال اشک می‌ریزند و دست به دعا برداشته‌اند.

پس از آن، صدای مرثیه‌ها در فضای مراسم می‌پیچد. هزاران نفر با نوای «عزا عزاست امروز» هم‌صدا می‌شوند. سینه‌ها به حرکت درمی‌آید و اشک‌ها جاری‌تر می‌شود. خیابان‌های اطراف مصلی به یک حسینیه بزرگ تبدیل شده‌اند؛ حسینیه‌ای که سقف آن آسمان و دیوارهایش دل‌های مردم است.

تشییع امام شهید

در صبحگاهان روز یکشنبه، چهاردهم تیرماه ۱۴۰۵، مصلای امام خمینی (ره) تهران، با وجود وسعت بی‌نظیرش، گنجایش این دریای خروشان را نداشت. سیل بی‌پایان جمعیت از بامداد، از تمامی مسیرهای منتهی به مصلی سرازیر شده بود و صحن اصلی، شبستان‌ها و حتی خیابان‌های اطراف را تا چشم کار می‌کرد، مملو از چهره‌هایی بود که در بهت و اندوهی عمیق فرو رفته بودند . در میان این جمعیت میلیونی، نه تنها ایرانیانی از هر قشر و صنفی حضور داشتند، بلکه میهمانانی از کشورهای دیگر، از جمله هیئتی از یمن و زائرانی از ترکیه نیز خود را برای ادای احترام به پیکر رهبر شهید به تهران رسانده بودند . فضای سنگین غم و در عین حال عظمت این وداع، در نگاه هر بیننده‌ای، تصویری از ارادتی بی‌نظیر را حک می‌کرد .

در میانه این دریای اندوهناک، سکویی قرار داشت که تمام نگاه‌ها را به خود خیره کرده بود: پیکرهای مطهر شهیدان. بر روی این سکو، پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی در کنار پیکر پنج تن از اعضای خانواده‌اش جای گرفته بود. نام‌هایشان چون جراحتی تازه بر دل‌ها نشست: شهیده سیده بشری حسینی خامنهای (دختر رهبر شهید)، شهید مصباح‌الهدی باقری‌کنی (داماد)، شهیده زهرا حدادعادل (عروس) و شهیده زهرا محمدی گلپایگانی (نوه ایشان) . حضور این اعضای خانواده در کنار هم، اندوه واقعه را دوچندان کرده و یادآور مصیبتی عمیق و خانوادگی در کنار فقدانی ملی بود.

سپس، هنگام اقامه نماز فرا رسید. این آیین سنگین و باشکوه، با امامت آیت‌الله العظمی جعفر سبحانی برگزار شد و فضای مصلی را به اوج عاطفه و ایمان رساند . نماز به ترتیب و سه نوبت بر پیکر مطهر شهیدان اقامه شد؛ نخست بر پیکر رهبر شهید، سپس بر پیکر سیده بشری، مصباح‌الهدی و زهرا حدادعادل و سرانجام بر پیکر زهرا محمدی گلپایگانی . در این لحظات، سران سه قوه و مقامات ارشد کشور در کنار فرزندان رهبر شهید، حجج اسلام مصطفی، مسعود و میثم حسینی خامنه‌ای، در سوگ پدر و اعضای خانواده‌شان اشک می‌ریختند ..

اما شاید تأثیرگذارترین بخش مراسم، لحظاتی باشد که سرود ملی ایران در میان جمعیت طنین‌انداز می‌شود. هزاران نفر به احترام می‌ایستند. پرچم‌ها برافراشته می‌شود و صدای سرود در خیابان‌ها می‌پیچد. لحظه‌ای که سکوت، اشک، غرور و دلبستگی ملی در هم می‌آمیزد و تصویری ماندگار خلق می‌کند.

خورشید کم‌کم به میانه آسمان نزدیک می‌شود، اما از حجم جمعیت کاسته نمی‌شود. برعکس، هر لحظه بر شمار مردمی که خود را به مسیر می‌رسانند افزوده می‌شود. تهران دو روزی است شاهد یکی از بزرگ‌ترین اجتماعات مردمی و عظیم ترین تشییع و مراسم وداع قرن است.

تشییع امام شهید

امروز تهران تنها یک شهر نیست؛ امروز پایتخت به صحنه‌ای عظیم از همدلی، وفاداری، اشک و حماسه تبدیل شده است. شهری که در آن میلیون‌ها دل برای یک نام می‌تپد و میلیون‌ها چشم به یک مسیر دوخته شده است.

در این روز تاریخی، آنچه بیش از هر چیز در خاطر خواهد ماند، نه فقط انبوه جمعیت یا شکوه مراسم، بلکه تصویری از مردمی است که در کنار یکدیگر ایستادند؛ مردمی که با اشک‌هایشان سخن گفتند، با حضورشان وفاداری خود را نشان دادند و با همدلی‌شان صفحه‌ای ماندگار در حافظه تاریخ رقم زدند.

و تهران، در غروب این روز بلند و فراموش‌نشدنی، همچنان بوی اشک، دعا، پرچم و حماسه خواهد داد؛ بوی وداعی که در حافظه نسل‌ها باقی خواهد ماند.
طبق اعلام رسمی ستاد برگزاری مراسم وداع با قائد شهید، این مراسم در مصلای امام خمینی تا ساعت ۲۲ تمدید شده است.
آین آخرین اذان مغربی است که با حضور پیکر مطهر رهبر شهید در تهران پخش می شود.
این پیکر فردا عصر زائر کربلا و سپس مشهد مقدس است.
گوشه به گوشه مصلای امام، چندنفر چندنفر نمازهای جماعت مغرب و عشا برپا می شود.
همینکه افتاب کم کم پایین می رود و رخ از آسمان تهران، می زداید، هوا تاریک و نورافکنهای قرمز رنگ روشن می شود، قلب های شکسته مردم هم با پیکر مطهر به روانه آسمان می شود و مردم زیر لب زمزمه می کنند " ای ساربان آهسته ران ، کارام جانم می رود را می خوانند.
همه فهمیدند که دیگه شوخی نیست، وداع همیشگی تا ساعتی دیگر با امام مجاهد شهید، آقای شهید ایران رقم می خورد.

گزارش از : سید امیر حسین ابطحی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • محمد IR ۰۰:۱۹ - ۱۴۰۵/۰۴/۱۵
    آقا جان شهادتت مبارک سلام ما را به حسین بن علی علیه السلام برسان